گزارش جلسه ی مورخ 96/9/3 انجمن ادبی حافظ اردبیل

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

     

    جلسه در منزل جناب کیومرث اوچی منعقد بود. به دلیل مصادف بودن با ماه مبارک رمضان جناب اوچی دعوتی برای افطار نیز داشتند. جناب آقای شفیع شفیعی مدیرکل امور اجتماعی استانداری مهمان جلسه بودند و جناب استاد دلداه که به جلسه تشریف آورده بودند به جهت نامساعد شدن حالشان انجمن را ترک کردند. جلسه با سخنان استاد شاهی آغاز شد و در ادامه جناب استاد سخنور تفألی به دیوان حافظ زدند و این غزل را خواندند.

    دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

    دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

    کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

    باشد که بازبینم دیدار آشنا را

    ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

    نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

    در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

    هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

    ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

    روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

    با دوستان مروت با دشمنان مدارا

    در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

    گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

    آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

    اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

    هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

    کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

    سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

    دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

    آیینه ی سکندر جام می است بنگر

    تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

    ترکان پارسی گو بخشندگان عمرند

    ساقی بده بشارت پیران پارسا را

    حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

    ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

     

    در حاشیه ی این غزل مباحث گوناگونی شکل گرفت و برخی از اعضا مطالبی را بیان داشتند. در ادامه استاد شاهی مبحث مبسوطی را در خصوص جایگاه شیطان از دیگاه عرفان ایرانی اسلامی از زبان عرفا و منابع عرفانی ارائه نمودند.

    ویژه برنامه بنده اختصاص داشت به بررسی هایکوهای ایرانی استاد ائلچی که در مجلس آن را خواندم که قسمت کوتاهی از آن را در این جا نقل می کنم.

    ...

    کوه در برابرم شانه می تکاند

    دفترچه ی یادداشتم

    چکّه بار-ان می شود

    شانه تکانی کوه در برابر شاعر که با یاری زبان گرایی، مصراع پایانی را چندمعنایی می کند. یک بار دفترچه یادداشت چکه باران می شود و بار دیگر دفترچه یادداشت چکه بارِ آن یعنی کوه. طبیعت با عناصر سازنده اش به سراغ دفترچه ی یادداشت شاعر آمده است و یادداشت های او را، در واقع باید گفت طبیعی ترین سروده هایش را به باران آغشته است. یعنی این که شعر سرشار از انرژی پایان ناپذیر طبیعت شده است. یعنی این که شاعر با شعرهایش به طبیعت پیوند خورده است. شعر به سرچشمه ی بی نهایت هستی نقب زده است. این هایکو ایرانی است چرا که روح ایرانی و تصاویر متناسب با ذهنیت شاعر ایرانی در آن نقش آفرینی می کند. کلماتی که آشنای روح و روان و ذهن شاعرانه ی ایرانی است. هرچند که روح هایکوهای ژاپنی در شکل گیری هایکو در سراسر جهان و در تمام زبان های زنده ی دنیا بی تأثیر نیستند. و این گونه است که یک قالب کوتاه اما اصیل و بومی می تواند نفوذ خود را به سرتاسر دنیا گسترش دهد.

    دیوار

    همچنان خبردار ایستاده است

    با سلام آجرهای سفالی

    علاوه بر طبیعت، شاعر مضامین دیگری را نیز به کلماتش پیوند می زند که آن نیز با تصویرپردازی های شاعرانه همراه است. این شعرک ها گاه از نوعی وزن عروضی تبعیت می کنند و گاهی فاقد وزن های عروضی اند و هارمونی ویژه ای دارند که متناسب است با فضای معنوی و درونی شعر. مثل همین شعری که در بالا آمده است. دیوار و آجر و سفال مواد خام این شعر را تشکیل می دهند، اما آن چه که از ترکیب این عناصر خام بیرون تراویده تصویر و معنای پخته ای است که زندگی را به انسان هدیه می کند. دیوار و آجر و سفال بی جان که در طول شعر جان می گیرند و حیاتی سرخوشانه را به آدم های اطراف بخش می کنند. دیوار خبردار ایستاده و منتظر شنیدن است که این خبر از درون خود او به گوشش می رسد. در این جا می توان به ذهنیت فراگیر شاعر پی برد. معنای بزرگی که در عرفان ایرانی با عنوان ارجاع به خود و یا مراجعه به درون از آن یاد می شود...

     کتاب شعر هایکوهای ایرانی استاد با نام «در حجم منحنی های هندسی فضا» در آینده ی نزدیک منتشر خواهد شد.

     آقای اوچی میزبان جلسه صرفا برای حاضرین جلسه خیر مقدم گفتند و اولین شاعر استاد چاووش بود که قصیده ای در مورد مرحوم حاج انور اردبیلی خواندند.

    ساقیا باده گتیر مجلسه مینا دولوسی

    اولا سیما کیمی پیمانه تجلا دولوسی

    جناب شفیعی مهمان ویژه انجمن مطالبی را در خصوص انجمن حافظ و ارتباط دادن آن با جوانان بیان کردند.

     

    جناب استاد فریاد غزلی فارسی خواندند و جناب استاد کیانی مطلبی ارائه ندادند. آقای نوید از مرحوم استاد خامه یار شعری خواندند

    قلبیمی تسخیر ائدیب بیر ماه سیما دوغروسی

    اولموشام دیوانه سر مجنون شیدا دوغروسی

    چون این شعر را قبلا در گزارش های انجمن نوشته ام نیازی به تکرار دوباره آن ندیدم

    شایان ذکر است که به جهت ضیق وقت بسیاری از اعضای ادیب از ارائه ی مطلب صرف نظر کردند. استاد جامعی مطلبی نگفتند و جناب دکتر وهاب زاده یک شعر پارودی در تعقیب شعر حافظ خواندند.

    شعردرمانی حافظانه

    سیگار خصم جان است سیگاریان خدا را

    یک لحظه گوش دارید این پند جانفزا را

    از عارفی شنیدم اسرار تندرستی

    دوری ز دود و دودی با دشمنان مدارا

    قلب و عروق و شش ها یاران باوفایند

    کشتن روا نباشد یاران با وفا را

    هر کس قدم گذارد در راه روشن طب

    باید ز خود براند این دشمن بقا را

    هر نوع آن که دیدی در زیر پا بکن له

    تیر و زر و وینیستون، ماربله و هما را

    فرمود خواجه حافظ ترکش چو کیمیایی است

    کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

    استاد شاهی غزلی فارسی خواندند.

    صنعت و سحر و سیاست همه در بازارند

    وای بر حال کسانی که متاعی دارند...

    دور دوم شعرخوانی با جناب لطفی آغاز شد و ایشان یک شعر ترکی خواندند.

    آجی گونلرین بیر شیرین رویاسی

    کؤنوللر باغلادی تئلینه کؤچدو

    له له ین غم یوردون حسرت داغیتدی

    میندی سازاقلارین بئلینه کؤچدو

     

    گلیب گئدر ایمیش دئمک ایللر تک

    کؤزو یاندی کولو قالدی دیللر تک

    ایزین آختارسادا گؤزلر یئللر تک

    اوتون یاخدی ائلین دیلینه کؤچدو

     

    گئجه سی بایاتی گوندوزو آغی

    اریتدی جالادی باشلارا یاغی

    کؤرلتدی آغلاتدی سوسوز یاناغی

    باتدی گؤزلرین سئلینه کؤچدو

     

    سرحدلری آشدی اوجا باخیشی

    گؤیلری بزه دی یاشیل ناخیشی

    اولدوزلارا بنزر سس سیز آخیشی

    کؤچری قوش اولدو ائلینه کؤچدو

     

    گیزلین گئتدی گؤیلر چنه دولمادی

    یولوندا سوودلر ساچین یولمادی

    غریب لیگی غریب کیمین اولمادی

    تاریخین آیینا ایلینه کؤچدو

     

    گونش سیخیلدیغی کؤلگه سین گزیر

    اوردوسو داغیلان اؤلکه سین گزیر

    آیریلدیغی ائلین بؤلگه سین گزیر

    قاراباغ بمینه زیلینه کؤچدو

    علی لطفی(همایون)- 9/3/96

    آقای باغبانی و آقای باقری مطلبی نگفتند.

    جناب دکتر شهریار نعمتی غزلی فارسی خواندند.

    فرجام من تویی و شروع تو دیدنی ست

    ای آخرین ستاره طلوع تو دیدنی ست

    قلب تو با اصول زمینی نمی تپد

    در آسمان اصول و فروع تو دیدنی ست

    یک شعر در کتاب قنوتت نوشته اند

    شعری که در سجود و رکوع تو دیدنی ست

    زیبای من خدای تو در اشک و آه توست

    در گریه ی شبانه خضوع تو دیدنی ست

    وقتی فرشته های خدا بال می کشند

    روی سرت عروج و خشوع تو دیدنی ست

    صبح و صدا و زندگی و عشق سهم توست

    خورشید من سلام طلوع تو دیدنی ست

    این چله نیز می گذرد مثل چلچله

    بانوی نوبهار شروع تو دیدنی ست

    شهریار نعمتی

    من نیز یک غزل فارسی خواندم.

    از آن روزی که مُرد آزادی و آزادگی گم شد

    مرام مَردی از پای اوفتاد، افتادگی گم شد

    کسی را پای رفتن تا فراسوها نمی بینم

    چه پیش آمد، کجا پس این همه استادگی گم شد؟

    دوباره جاده های عاشقی در مِه فرو غلتید

    دوباره در غبار کوچه هامان سادگی گم شد

    رسوم عشق بازی ها ! عجب پیچیده شد امروز

    چه زود از دل رموز ساده ی دلدادگی گم شد

    میان این هیاهوها و هاهاها و هوهوها

    برای فکر کردن فرصت آمادگی گم شد

    شغالانْ شب، میان شعرهامان لانه ها کردند

    از آن روزی که از ما نقش انسان زادگی گم شد

    در این غوغای بی شرمان و بی دردان و بی دینان

    چه سهل و ساده مُرد آزادی و آزادگی گم شد

    9/1/96

    کاظم نظری بقا

    آقای توحید دلاور قوام غزلی ترکی از مرحوم استاد عاصم خواندند.

    آقای جمشید جامعی مطلبی نگفتند و استاد سخنور شعری ترکی خواندند.

    بنده ی شرمسارووم گئجه لر

    دمبدم بیقرارووم گئجه لر

    سنه لایق عبادتیم یوخدور

    شامل آه و زارووم گئجه لر

    حیاتیم باغلیدور گؤزل لیگووه

    شانه ی زلف تارووم گئجه لر

    چؤل به چؤل والهم قرانلوقدا

    عاشق جان نثارووم گئجه لر

    بوسبوتون وارلیغیم منیم سن سن

    من سنون دلفگارووم گئجه لر

    قدرتونده چدارلانیب ایاغیم

    ذاکر پایدارووم گئجه لر

    مست و مدهوش گوندوز اولسام دا

    یاتمارام،هوشیارووم گئجه لر

    خلوتین کامیاب ائدیب دی منی

    نازنین، رازدارووم گئجه لر

    اردبیل ده کمین سخنورینم

    شاعر ریزه خوارووم گئجه لر

    اسکندر نجفی سوها(سخنور)

    و در پایان جناب استاد یحیوی غزلی ترکی خواندند.

    اؤلوشکه ییبدی زامان جرجرینده جانلاریمیز

    دوروبدی یئللرین اوستونده نردبانلاریمیز

    بوجورکی اللریمیزدن سوزوز تاماه سوزومی

    زواله توش اولاجاق سون کی امتحان لاریمیز

    باتیبدی غفلته داش مثلی ناتوان قوجالار

    هوس دالینجا گزیر حرصیلن جاوانلاریمیز

    فضیلت اهلی بوجاقلاردا کؤلگه تک سیخیلیب

    درایت اهلی اولوب قانمایان قابانلاریمیز

    حقیقتین چکیلیب پرده کؤهنه آیناسینا

    شعوره حاکم اولوب وهمیلن گومانلاریمیز

    حیاتیمیز ایلیشیب فقره چاره سیزلیکدن

    قالین پاخیردا یامان قویلانیب قازانلاریمیز

    عجیبه دارما داغینلیقدا پیرتلاشیب ایشلر

    سئچیلمه ییر داها هئچ یاخشی دان یامانلاریمیز

    قابانلار اکدیگیمیز کؤوشنین دنین دارتیب

    آخیردا قسمت اولوب یئللره سامانلاریمیز

    نه قونشونون خبر آلدیق حالین نه بیر فقیرین

    اوخو، نثار ائله دی دوستلارا کامانلاریمیز

    کئچیرتدیک عؤمری گولوفدن کئچن بیر ایت سایاغی

    قاووخ کیمین پوچا چیخدی بوتون زامانلاریمیز

    یالان ناغیللاری تکراره چکمیشیک بیلیریک

    حماسه دن قاوولوب ائلچی! پهلوانلاریمیز

    عباسعلی یحیوی«ائلچی»

    از جناب استاد کیانی که زحمت انتشار و جاگذاری عکس ها و برخی از اشعار را همواره می کشند ممنون و سپاسگزارم.

    کاظم نظری بقا

    96/3/11

     

     

     

     

     

    11/3/96

    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 21:59
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها